الفيض الكاشاني

305

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

امّا سخنى كه ابو حامد در اين باب در مورد لعن يزيد بيان كرده سزاوار است پوشيده بماند و نقل روايت نشود . غزالى گويد : جايز نيست بدون تحقيق مسلمانى را به كفر و فسق نسبت دهد ، پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر مردى ديگرى را به كفر و فسق نسبت دهد و او چنين نباشد خود مرتدّ شود . » « 106 » پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر مردى بر كافر بودن مرد ديگر شهادت دهد كفر به يكى از آن دو باز مىگردد ، در صورتى كه ( او واقعا ) كافر باشد و به مفاد اين سخن ، اگر شخص منسوب به كفر كافر نباشد نسبت دهنده به سبب تكفير او كافر مىشود . » « 107 » معناى سخن اين است كه ديگرى را تكفير كند در حالى كه مىداند مسلمان است ؛ بنابراين ، اگر گمان كند به سبب بدعت‌گذارى يا غير آن كافر است و او را تكفير كند خطاكار و كافر خواهد بود . لعن و دشنام به مردگان گناهش بيشتر است . پيامبر ( ص ) فرمود : « مردگان را دشنام ندهيد چرا كه آنان از دنيا رفته و در گرو اعمال از پيش فرستادهء خويشند . » « 108 »

--> ( 106 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 57 روايت كرده و بخارى در ( صحيح ) ، ج 8 ، ص 18 با كمى تقديم و تأخير نقل كرده است و احمد و بزّاز آن را از حديث ابوذر روايت كرده‌اند و رجال روايتى آنها همان رجال روايتى صحيح است به مجمع الزوايد ، ج 8 ، ص 73 رجوع كنيد . ( 107 ) اين حديث را ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس از حديث ابو سعيد خدرى به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در المغنى آمده است و نظير آن را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 57 نقل كرده است . ( 108 ) اين حديث را بخارى و نسايى و احمد از حديث عايشه به سندى صحيح روايت كرده‌اند چنان كه در الجامع الصغير آمده است .